۲۹ تیر ۱۳۸۸

اتاق آبی

چاقویی پنهان ته گنجه ...
دستان سردم، رگهای سردم ...
اینجا را دوست نمی دارم ! این اتاق سرد است، آبی نیست. خالی ست، آشنا نمی زند. من از اینجا بدم می آید ... اینجا جای من نیست !